¿انجمن حمایت از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی
دوشنبه 13 اسفند 1386
درود بر شما .
اولین انجمن ملی حمایت از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی ( GID ) در ایران
راه اندازی شد.
این انجمن پس از سال ها تلاش بی وقفه خانم ملک آرا سرانجام به نتیجه رسید .
ضمن عرض تبریک ؛از کلیه افراد ترنس سکسوآل و بازدید کننده های این وبلاگ
دعوت می نمایم ؛ برای اطلاعات بیشتر و همچنین عضویت در این انجمن ملی و مردم
نهاد به سایت انجمن مراجعه نمایند :
www.GID.ORG.ir
با سپاس از شما همراه گرامی .
ایمیل مدیریت وبلاگ ؛
E-mail : barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 06:03 ق.ظ
¿وبلاگ تراجنسیتی ( بر باد رفته ها ) دو ساله شد
چهارشنبه 7 آذر 1386
خواننده گرامی ؛ همراه همیشگی ؛ درود بر شما .
اختلال هویت جنسی یک بیماری ژنتیکی است که در آن فرد بیمار هویت
جنسی جدا از هویت ظاهری اش دارد . به عبارت دیگر می توان گفت که
یک بیمار مبتلا به این اختلال ؛ فیزیک جسمی و اندام های جنسی اش با
خلق و خو و امیالش مطابقت ندارد .
مطابق تحقیقات علمی ؛ جهش های ژنی از جمله مهمترین علل شایع ظهور
این بیماری هستند ؛ اما با این حال متاسفانه هنوز هم بسیاری از افراد
تصور می کنند که یک فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی یا اصطلاحا یک
بیمار ( ترنس سکسوآل ) نقش بازی می کند ؛ در صورتی که پژوهش های
پزشکی اثبات کرده است که یک ترنس سکسوآل یا به اختصار یک بیمار
تی اس واقعا بیمار است و نه تنها نقش بازی نمی کند بلکه حتی از
ناهماهنگی میان جنسیت ظاهری و خلق و خوی واقعی اش مدام در عذاب
است .
دوستان ترنس سکسوآل؛ درست است که شرایط فعلی زندگی امثال ما بسیار
سخت است و هر گونه بی احترامی که فکرش را بکنید از غریبه و آشنا به
خصوص اعضای خانواده و نزدیکان متحمل می شویم به طوری که حتی
بیشتر خانواده ها ما را از خانه و کاشانه خود طرد می کنند . اما از اینکه
یک روزی هویت واقعی خودمان را پیدا کنیم راضی هستیم و این بی حرمتی
ها را به شکرانه آن روز و رهایی از زندگی سرگردان گذشته مان تحمل می
کنیم .
تک تک ما ؛ تنهایی و سرگردانی را با تمام وجود لمس می کنیم ؛ گاه
احساس می کنیم تنها انسان هایی هستیم که در روی کره زمین با چنین
مشکلاتی روبرو هستیم . آخر هیچ چیز بد تر از آن نیست که انسانی مجبور
باشد در زندگی واقعی اش دو نقش کاملا متفاوت را بازی کند .
آمار بالای خودکشی بین بیماران اختلال هویت جنسی ؛ انواع و اقسام
مشکلات روحی ؛ روانی و همچنین مشکلات معیشتی ؛ بیکاری ؛ طرد شدن
از خانواده و ... دیگر رمقی برای خوشحال بودن نمی گذارد . قصد ناراحت
کردن شما را نداشتم ؛ شاید لازم بود بعضی از حقایق را دوباره تکرار کنم .
همانطور که می دانید :
باز پاییز است
باز این دل از غمی دیرینه لبریز است
باز می لرزد به خود سر شاخه های بید سرگردان
باز می ریزد فرو بر چهره ام باران
باز روزها ؛ هفته ها و ماه ها از کنار هم گذشتند و به چنین روزی یعنی
دوازده آذر ؛ روزی که آغاز تاسیس و تالیف من در این وبلاگ درباره
بیماری اختلال هویت جنسی و افراد مبتلا به این بیماری ( تراجنسیتی ) بود
می رسیم .
از اینکه در طول این دو سال با لطف و محبتی که به من و این وبلاگ
داشتید و من را از نظراتتون در این وبلاگ و همچنین ایمیلتون بهره مند
ساختید بسیار سپاسگزارم .
آرزو دارم که همه ؛ به خصوص افراد ترنس سکسوآل ایران به آرزوهایتان
برسید .
شعر زیر را به مناسبت دو ساله شدن وبلاگ تراجنسیتی ( برباد رفته ها )
به دوستان ترنس سکسوآل مهربانم ؛ همراهان همیشگی این وبلاگ و کسی
که امیدوارم یک روزی به این وبلاگ نگاهی بندازد تقدیم می کنم .
نوشتم از غم
از رنج و ماتم
درد جدایی گهواره من
نشسته در دل بیچاره من
می دونی عزیزم دیشب تو خونه
از این جدایی شدم دیونه
گریه ها کردم باز عاشقونه
اشک دیگه اشک نیست مثل بارونه
کی می دونه دوری یار رو
کی می دونه تو قلب تنگم
با آرزوهام همش می جنگم
من که می دونم یه روز می میرم
می خوام در کنار تو بمیرم
نوشتم از غم از رنج و ماتم
پاینده و برقرار باشید .
نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر 1386 و ساعت 07:11 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در چهارشنبه 7 آذر 1386 و ساعت 08:11 ق.ظ
¿معرفی کتاب
شنبه 19 آبان 1386
درود بر شما.
کتابی که معرفی می کنم عنوانش هست :
GENDER IDENTITY DISORDER
اختلال هویت جنسی
آنچه بر اهمیت این کتاب می افزاید تاثیراتی است که می
تواند بر روی نگرش جامعه ما اعم از مسولان اجتماعی و
افراد عادی جامعه ؛ یه ویژه اعضای خانواده افراد مبتلا ؛
درباره بیماران تراجنسیتی یا دگر جنس باور داشته باشد.
از دیدگاه برخی از افراد جامعه ما ؛مبتلایان نه تنها به عنوان
بیمار تلقی نمی شوند ؛ بلکه رفتارهای آنها را نوعی اعمال
بزهکارانه و منحرف اجتماعی به حساب می آورند.
مطالعه این کتاب را با عنوان : اختلال هویت جنسی
نویسندگان : دکتر فیروزه رییسی ( روانپزشک )
دکتر علیرضا ناصحی (روانپزشک )
انتشارات : تهران صدا و قصیده
توصیه می کنم.
برای تهیه کتاب میتوانید به آدرس انتشارات تهران صدا و
قصیده مراجعه کنید.
نشانی انتشارات : تهران ـ خیابان گیشا ـ کوچه سی و
ششم ـ شماره ۱۷ ـ طبقه همکف
ایمیل نویسنده :
barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در شنبه 19 آبان 1386 و ساعت 02:11 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در - و ساعت -
¿به نام آنکه ما را آفرید
چهارشنبه 28 شهریور 1386
به نام آنکه زن را آفرید
به نام آنکه مرد را آفرید
و به نام آنکه ما را آفرید.
درود بر شما . در طول این مدتی که وبلاگم را به روز نکردم از نظر روحی در وضعیت
نابسامانی به سر می بردم .
با فردی آشنا شدم ؛ هر چند که نمی دونست ترنس سکسوآل ها چه کسانی هستند با
این حال خیلی تمایل داشت یک همدم و یک دوست هم تیپ و شخصیت یک ترنس
داشته باشه و ارتباط دوستانه و صمیمی ایجاد کنه . با تمام توضیحاتی که من به این
فرد دادم ؛ اما افکار و عقایدش با رفتار و گفتارش یکی نبود . معتقد بود که خداوند زن
را برای مرد و مرد را برای زن آفریده است و وجود افراد ترنس سکسوآل را که یک
حقیقت از آفرینش اهورای یکتا است را انکار می کرد و در ادامه خطاب به من می
گفت : شما که به قول خودتون می گویید ما زن هستیم و روح و روانمان زنانه هست
ولی قبول کنید که شما یک پسر هستید .
من در پاسخ به این شخص و اشخاصی که اینگونه می اندیشند باید بگویم که جنسیت
هر کس بر اساس هویت هر شخص تعیین میشود نه بر اساس جنسیت فیزیکی . و
مهمتر از همه اینکه یادتون باشه :
حقیقت یکی است ؛ اما بزرگان آن را به اسامی مختلف می نامند .
یک خورشید بر تمام حوض ها ؛ برکه ها و اقیانوس ها می تابد .
یک آب عطش همگان را بر طرف میکند .
یک هوا زندگی همه را امکان پذیر می سازد .
یک خورشید به خانه همه روشنی می بخشد .
ممکن است رنگ گاوها متفاوت باشد ؛ اما شیر سفید است .
ممکن است گل ها و زنبور ها متفاوت باشند ؛ اما عسل همان عسل است .
ممکن است اصول و قواعد هر مذهب متفاوت باشد ؛ اما خدا یکی است .
همانگونه که باران پس از فرود آمدن از آسمان به سوی اقیانوس ها پیش می
رود پیروان تمام مذاهب و ادیان در برابر یک خدا به دعا و نیایش می پردازند ؛
پروردگار عالی و متعالی .
بنابر این یک ترنس سکسوآل یک حقیقت از آفرینش خداوند یکتا می باشد ؛ همان
طور که یک زن و یک مرد از آفرینش همان خدا هستند .
*************************************************
در ادامه مصاحبه دکتر علیرضا کاهانی ( متخصص پزشکی قانونی و عضو کمیته
ساماندهی به اختلالات جنسی و نویسنده کتاب دگر جنسیت جوها ) را با یکی از
روزنامه های کشور می خوانید .
آقای دکتر ! الآن مشکلی که در مورد ترنس سکسوآل ها وجود دارد شیوه های تقسیم
بندی و قاطی شدن برخی معانی است . از جمله تعریف هایی مانند : هرما فرودیت ؛
ترنس ها و خنثی . آیا می توان تعریف کوتاهی از هر کدام از این عبارات ارایه کرد ؟
بله . هر کدام از این عبارات تعاریف خاص خود را دارند . هرما فرودیت ها افرادی
هستند که اندام تناسلی شان با رشد طبیعی جنسیت ژنتیکی شان هماهنگ نیست . این
حالت نادر بوده ؛ می تواند در اثر هورمون های غیر طبیعی جنسیتی یا داروهای
مصرفی مادر و غیره صورت گیرد . ابهام جنسی یکی از مسایل مهم جراحی اطفال
است . تشخیص به موقع نوع عارضه و تصمیم گیری سریع برای درمان و تبدیل
کودک به جنسیت مناسب ؛ نقش بسزایی در آینده کودک دارد .
این اختلال ها معمولا به چهار دسته تقسیم می شوند :
دوجنسی کامل : بسیار نادر هستند . افراد این گروه هر دو بافت تخمدان و بیضه را در
دوران طفولیت دارند.
دوجنسی کاذب زنانه : در این حالت ژنوتیپ ( xx ) بوده و غدد جنسی تخمدان است ؛
گر چه سیستم تناسلی خارجی شباهتی به سیستم تناسلی مردانه دارد .
دو جنسی کاذب مردانه : در این حالت ژنوتیپ ( xy ) بوده ولی سیستم تناسلی خارجی
ممکن است زنانه ؛ یا مبهم یا مردانه ناقص باشد .
دیشنز مختلط گوناد : این افراد به شکل ( ۴۵ x ) یا ( ۴۶ xy ) و گاه ( ۴۵ xo )
کروموزومی هستند ؛ در ادامه با افرادی روبرو هستیم که که دارای اختلال در هویت
جنسی بوده یا در اصطلاح ترنس سکسوآل نامیده می شوند .
در حال حاضر مشکل اصلی ما این دسته از افراد است . یعنی افرادی که جنسیت آنها
مشخص و معین است . ولی قویا اعتقاد دارند که باید در قالب جنس مخالف باشند ؛
سعی می کنند با جنس دلخواه تطبیق پیدا کرده و در نقش جنس مخالف زندگی کنند . در
واقع مردانی که روح و روان زنانه دارند اما در جسم مردانه ! این بیماری ؛ بیماری
نادری است بطوری که به طور متوسط در ایران در هر صد هزار مرد سه نفر و در
زنها از هر چهارصد هزار مورد یک نفر مبتلا به این عارضه هستند .
علت بروز این اختلال ها چیست ؟
بررسی های جنین شناسی نشان داده تمام پستانداران ؛ همگی در مرحله جنینی زن
بوده اند . در حالت طبیعی در بین هفته ششم تا پایان ماه سوم ؛ بدن مادر آندروژنی
ترشح می کند که جنسیت جنین را مرد می کند . در این میان اگر اشکالی در ترشح
این آندروژن ایجاد شود . جنین زن باقی می ماند . کودکان معمولا از سنین سه تا
چهار سالگی از هویت جنسی خود آگاه می شوند . حال اگر در این سن و سال ؛ هویت
جنسی آنها مشخص شد ؛ تغییرات خاص جنسی او نیز صورت می پذیرد و فرد در آینده
مشکل خاصی ندارد ؛ ولی اگر در این سنین ؛ در برخورد با انها سهل انگاری شده ؛ یا
خطایی صورت گیرد ؛ افرادی با اختلال هویت جنسی شکل می گیرند که مشکل اصلی
ما است .
پس بیشتر از طریق در مان های روحی ـ روانی می توان از بروز این اختلال هویت
جنسی جلوگیری کرد ؟
درمان این افراد بسیار مشکل است . در بخشی از این درمان روانپزشک یا روان
شناسان ؛ از طریق دارویی یا روانی سعی در بهبود وضعیت بیمار خود می کنند . اما
تجربیات ثابت کرده که کمتر در این شیوه درمانی موفق هستند ؛ چرا که این افراد به
شدت بر سر اعتقادات خود برای زن یا مرد بودن هستند .اگر هم می بینیم این افراد
نسبت به روان درمانی تمایل نشان می دهند ؛ دلیل آن می تواند افسردگی این افراد
باشد .
پیشگیری در کجا و در چه سنینی موثر است ؟
در همان سنین کودکی و شکل گرفتن شخصیت و در خانواده ها از طریق آموزش های
خانوادگی ؛ آگاهی از شیوه های تربیتی و ... !
در ایران ترنس سکسوآل ها عمل می شوند ؟
بله ؛ هم اکنون تا جایی که من اطلاع دارم چهار نفر از پزشکان بطور مختص روی
این افراد کار می کنند . هر چند اکثر این جراحی ها همراه با عوارضی است . واقعیت
این است که انجام این پیوند ها دارای شیوه های خاصی است که مستلزم گذراندن
یکسری دوره های خاص است . که متاسفانه پزشکان ارولوژیست ما اکثرا فاقد این
تبحر و تجربه هستند . برای رفع این مشکل باید تعدادی از ارولوژیست ها را برای
تکمیل درمان به خارج فرستاد یا از متخصصان خارجی برای آموزش به پزشکان
ایرانی دعوت کرد .
نقش جنسیتی را واضح تر بیان کنید ؟
منظور همان رفتار بیرونی این افراد است و اینکه احساس بیرونی شان تا چه حد قوی
است .
امیدوارم که این مطالب برای شما مفید باشد . منتظر نظر؛ پیشنهاد و انتقاد شما در این
وبلاگ در قسمت نطر خواهی هستم . همچنین از طریق ایمیل هم می توانید ارتباط بر
قرار کنید . پاینده باشید .
ایمیل نویسنده :
barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور 1386 و ساعت 05:09 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در چهارشنبه 28 شهریور 1386 و ساعت 06:09 ق.ظ
¿تغییر جنسیت در ایران یا در اروپا
سه شنبه 29 خرداد 1386
برای نجات افراد تراجنسیتی ( TRANSSEXUAL ) از برزخ نه مرد و نه زن
بودن از اواخر سال ۱۳۷۹ به همت وزارت کشور کمیته ای با حضور کارشناسان
امور پزشکی وقضایی و خانم ملک آرا کمیته ساماندهی بیماران اختلال هویت جنسی
تشکیل شد .هدف از برگزاری کمیته این بود که امکانات پزشکی لازم برای عمل
جراحی ترنس سکسوال ها تحت حمایت های مالی دولت فراهم شود و چنین افرادی در
صورت نیاز برای جراحی به خارج اعزام شوند.
پراکندگی افراد تراجنسیتی و وضع نابسامان آنان ؛ امروزه به صورت یک عارضه
اجتماعی و خانوادگی درآمده است. برخی از آنان از خانواده ها رویگردان می شوند و
در سرگشتگی جامعه ؛حوادث ناگواری را به بار می آورند.
یکی از کارشناسان امور اجتماعی می گوید : هزینه سنگین جراحی ترنس سکسوآل
ها که ده تا پانزده میلیون تومان است ؛ باعث می شود خانواده ها قادر به جراحی
فرزندان تراجنسیتی خود نشوند.
از سوی دیگر جراحی تغییر جنسیت در میهنمان ایران به هیچ وجه شباهتی با روش
های علمی کشور های اروپایی ندارد؛ و حتی در بسیاری از موارد ترنس سکسوآل ها
پس از عمل جراحی برای یافتن یک هویت مستقل جنسی ( دختر یا پسر شدن ) با
اختلالاتی در بخش های مختلف بدن روبرو می شوند. بنابراین توصیه می کنم افراد
T.S در ایران عمل نکنند. بسیاری از کارشناسان پزشکی معتقدند که بهتر است این
بیماران برای عمل جراحی به اروپا سفر کنند ؛ اما انجام این مسافرت و هزینه سنگین
عمل جراحی باعث ادامه وضع نا مطلوب بسیاری از بیماران تراجنسیتی می شود.
پیش بینی می شود در صورت فعالیت انجمن حمایتی بیماران اختلال هویت جنسی
(NGO ) و اختصاص بود جه ای برای کمک به درمان این بیماران مشکلات این
افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی برطرف شود.
خانم ملک آرا که متولی این انجمن می باشد در این باره می گوید: با آغاز به کار این
انجمن حمایتی ( NGO ) برای نجات بیماران تراجنسیتی که نخستین انجمن ملی در
ایران است ؛ رسما متولی ساماندهی به این گروه از شهروندان خواهد بود.
وی که یکی از ترنس سکسوآل های سابق است که با عمل جراحی از جرگه مردان به
در آمده و زن شده است ؛ پس از سالها تحمل رنج و مشقت ؛ موفق شد ۵ سال قبل به
بانکوک پایتخت تایلند برود و تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
وی در این باره می گوید : متاسفانه دیدگاه جامعه نسبت به بیماران تراجنسیتی
( TRANSSEXUL ) بسیار منفی است. بعضی ها به آنها به چشم یک بیمار
خطرناک یا یک انسان منحرف نگاه می کنند. وی می افزاید : متاسفانه با وجود تمام
تلاشهایی که تا کنون انجام شده؛ هنوز هم بسیاری از مسولان برای کمک به
ساماندهی این بیماران اکراه دارند.
این زن ۵۷ ساله که تا پیش از عمل در قالب یک مرد زندگی می کرد ؛ در مورد اینکه
چرا در ایران تن به جراحی نداده میگوید :
واقعیت این است که تا امروز هیچ کدام از پزشکان ایرانی موفق نشده اند بیمار
خود را مطابق استانداردهای روز پزشکی جهان جراحی کنند.
شیوه ای که در اروپا و تایلند برای تغییر جنسیت به کار می رود بسیار متفاوت از
روشی است که پزشکان در ایران عمل می کنند.
این زن تصریح می کند برای رفتن به خارج و تغییر جنسیت در کشور های صاحب نام
در این زمینه به هزینه زیادی نیاز است ؛ که اکثر این بیماران از تهیه و پرداخت آن نا
توانند.
دولت هم در صورت تصویب تنها هزینه ناچیزی بابت کمک هزینه درمانی پرداخت می
کند که حتی برای تامین گوشه ای از هزینه های درمانی در داخل کشور نیز کافی
نیست چه برسد برای هزینه های درمانی جراحی در خارج !
خانم ملک آرا در پایان می گوید : چرا هیچکس از خود سوال نمی کند که آیا ما در
خلقت خود نقشی داشته ایم که اکنون به چشم مجرم و گناهکار به ما نگاه می کنند؟
چرا چشمانمان را روی واقعیت ها می بندیم ؟
چرا با وجود تمام تلاش هایی که انجام شده ؛ هنوز نهاد ها ؛ سازمان ها ؛ یا مسولان
از حمایت ما بیم و اکراه دارند ؟
چه کسی پاسخگوی ساعت های عمر تلف شده ماست؟
ایمیل نویسنده :
barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد 1386 و ساعت 02:06 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ
¿از میان امریکا Trans America
یکشنبه 23 اردیبهشت 1386
از میان امریکا ( Trans America ) عنوان فیلمی است که برنده
جایزه هیات داوران برلین و کاندیدای گلدن کلوپ ۲۰۰۶ می باشد.
*****************************************************
کارگردان :دونکان تانکر
بازیگران : فیلیسیتی هافمن ؛ کوین زیگرس ؛ گراهام کرین ؛ الیزابت پنا ؛
محصول ۲۰۰۶ کمپانی فیلمسازی وینستین
******************************************************
خلاصه فیلم:
بری ( beri ) یک بیمار TS ( تراجنسیتی ) است که تنها یک مرحله تا زن شدن
فاصله دارد. او اکنون ظاهری زنانه دارد و با نام بری در رستورانی در لس انجلس
کار می کند. او سخت تلاش میکند تا بتواند هزینه آخرین عملش را تامین کند به همین
خاطر به شغل دوم هم رو می آورد. همسایگان او افرادی فقیر هستند که از حقیقت
زندگی او اطلاعی ندارند. در حقیقت او که فردی تحصیلکرده است به این منطقه فقیر
پناه آورده تا بتواند هم گذشته مردانه اش را فراموش کند و هم ارتباطات جدیدی در
زندگی پیدا کند. اما یک تلفن زندگی او را به هم می ریزد. پسر نوجوانی در تلفن به او
می گوید که در جستجوی پدرش است و بری خیلی زود می فهمد که این نوجوان هفده
ساله ؛ پسر خود اوست. حاصل رابطه ای در گذشته و در زمانی که مرد بوده و استنلی
نامیده می شد.
پسرک از ماجرا بی خبر است و نمی داند زن طرف گفتگویش همان پدر گمشده اش
است. بری از لحاظ روحی به هم می ریزد. در ابتدا تصمیم می گیرد تا این تلفن را
فراموش کند اما وقتی به دکترش ماجرا را می گوید؛ دکتر او را ترغیب می کند که به
دنبال پسرش برود .بری برای یافتن پسرش به نیویورک می رود و در آنجا می فهمد که
پسرک در خیابانهای شلوغ و کثیف پایین شهر تن به هرابتذالی میدهد تا خرج زندگی ـ
اش را در آورد. بری از هویت خود به او حرفی نمی زند و به او می گوید که او را به
خانه پدرش خواهد برد. آن دو یک سفر جاده ای را آغاز می کنند بدون آنکه از حقیقت
ماجرا حرفی زده شود. ملاقات با افراد مختلف در میانه راه و حوادثی که اتفاق می
افتد به شکلی است که در پایان سفر ؛ هر دوی آنها را تغییر داده و مسیر زندگی شان
را به کلی دگرگون می کند.
تماشای این فیلم را به شما پیشنهاد می کنم.
****************************************************************
در ضمن یاد آوری می کنم برای تهیه کتاب : اختلال هویت جنسی ( GID) دگر
جنسیت جوها ( TS) ؛ نوشته :دکتر علیرضا کاهانی ؛ انتشارات تیمور زاده ؛
می توانید به انتشارات تیمورزاده به نشانی :
تهران ـ بلوار کشاورز ـ خیابان ۱۶ آذر ـ ۵۰ متر پایین تر از بلوار ـ ساختمان کتاب
۱۱۲ ـ طبقه همکف مراجعه فرمایید.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما
************************************************************
ایمیل نویسنده وبلاگ :
barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت 1386 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 و ساعت 12:05 ب.ظ
¿یک ترنس سکسوآل موفق
چهارشنبه 25 بهمن 1385
زندگی ترنس سکسوآل ها با خاطرات تلخ و شیرین زیادی همراه است. از تلخی هایش
زیاد گفته ام . رنج و بی پناهی بیماران؛ اندوه و سر درگمی خانواده ها ؛ ناراحتی بی
حد و حصر از کسانی که فرق بین بیماری هرمافرودیت و مبتلایان به اختلال
هویت جنسی (transsexualism) و همجنس گرایی را نمی دانند.
و متاسفانه سوء استفاده کسانی که نمی شود نام انسان بر آنها گذاشت . زندگی
بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در بیشتر موارد تراژدی غمباریست.
آمیزه ای از آرزوهایی که هر روز دور و دورتر میشوند و گل هایی که نشکفته
می پوسند. و جایی جز حواشی اجتماع پیدا نمی کنند . با این همه در میانه همه این
رنج ها گاهی استثناهایی هم وجود دارد . کسانی که از بند بیماری رسته و به سلامتی
رسیده اند و حتی به عشق که می تواند یکی از معنای بزرگ زنده بودن باشد.
پرستو در یکی از روز های زمستانی به بهزیستی آمده بود . از لحنش حدس زدم که
باید یکی از مبتلایان به TS باشد . در صدای اینجور افراد ویژگی خاصی است .
آمیزه ای از تاثیر هورمون هایی که در رفتارشان هم هست . در پوشش شان ؛ آرایش
بیش از حد مو و چهرشان ؛ انگشتر ها و دستبند های متعددی که به دست می کنند و
ناخن هایی که خیلی بیشتر از دختر های معمولی به زیبایی و مرتب بودنشان اهمیت
می دهند . برای توصیف همه این حالت ها به حرف یکی از دوستان ترنسم استناد
میکنم که می گفت: باور کنید ؛ احساسات زنانه ما از زن های معمولی خیلی شدید تر
است . ما زنانی به توان 2 هستیم که در پوسته مردانه گرفتار شده ایم.
آنچه در ادامه می خوانید شرح زندگی پرستو است . پسری که دختر شده و در وجود
جدید خود زندگی و خوشبختی را یافته است. اما با گذشت چندین ماه هنوز از استحکام
این خوشبختی اطمینان ندارد و با اینکه نمی خواهد اعتراف کند اما از وزش هر
نسیمی می ترسد که یک روز از صحرای گذشته بگذرد و پچ پچ کنان از راز او بگوید.
به کسانی که نمی دانند او روز هایی را در کالبد پسرانه گذرانده است و راستی مگر
چند درصد از خانواده ها می توانند بپذیرند عروسشان تا چند وقت پیش مرد جوانی
بوده و هیچگاه روزهای صورتی دخترانه را پشت سر نگذاشته است.
بیست و شش ساله ام . خیلی کوچک بودم که فهمیدم با بقیه فرق دارم. اما نه خودم
می توانستم این موضوع را بفهمم و تحلیل کنم نه خانواده ام . پدر و مادرم ؛ مثل
بیشتر والدین امیدوار بودند که این مسله موضوعی طبیعی و گذراست و با بزرگ شدن
من از بین می رود . شاید مثل دندان پوسیده لقی که بالاخره می افتد و دندان دایمی
سالمی جایش را می گیرد.
اما اینطور نشد . تمایل من به پوشیدن لباس های دخترانه ؛ لباس های مادرم و
روسری های او پایان نیافت . توی دبستان از پسر ها می ترسیدم. و از خشونت شان
دوری می کردم اما آنها که انگار ترس من و تفاوتم را حس کرده بودند بیشتر مزاحمم
می شدند و من چنان ازشان حساب می بردم که جیکم در نمی آمد و همیشه زنگ های
تفریح کنار پنجره دفتر می ایستادم .
به کلاس پنجم که رسیدم پدرم تصمیم گرفت مرا به کلاس کشتی بفرستد؛ خیال می کرد
اینطوری مرد می شوم و ترسم می ریزد . اما من از آن هیکل های عضلانی بدم می
آمد و از آن گوش های شکسته ای که گوشت اضافه آورده بود.
می رفتم کلاس . اما از اینکه تمرین ها را انجام دهم فرار می کردم. وقتم را توی
دستشویی می گذراندم یا گوشه و کنار باشگاه و در جایی دیگر قایم می شدم.
بالاخره یک روز پیدایم کردند و به خانواده ام خبر دادند که من از کلاس استفاده
نمی کنم . پدرم خیلی ناراحت شد ؛ میگفت: به خودت نگاه کن عین دختر بچه هایی .
مرد باش ؛ اینجوری یک آدم بدبخت می شوی . باور کنید سعی کردم اما نشد.
تمام سالهای مدرسه را با ترس گذراندم . نمی توانستم با بچه ها درگیر شوم. بنا براین
خودم را به ندیدن می زدم. در برابر متلک ها و اشاره هایشان هیچ عکس العملی
نشان نمی دادم. هر چه بزرگترمی شدم حس زنانه ام هم شدید تر می شد.
دور از از چشم پدر و مادرم عطر زنانه ای خریده بودم که صبح ها بیرون خانه
می زدم و از بویش لذت می بردم . سر همین موضوع با ناظم مدرسه درگیر شدم.
حرف هایی زد تند تر و وحشتناک تر از آنهایی که بچه های مدرسه یا محله می گفتند.
خیلی بهم برخورد . نمی دانستم چه کار کنم . به خصوص که همان روز زنگ زدند به
پدر و مادرم و برای سه روز از مدرسه اخراجم کردند .
روزگارم سیاه شد . پدرم کنترل رفتارش را از دست داده بود. برای اولین بار کتکم زد .
و اگر مادرم مانعش نشده بود معلوم نبود چه بلایی سرم می آمد. هنوز هم نمی دانستیم
مشکل چیست. تا اینکه دختر یکی از همسایه هایمان که رشته پزشکی می خواند توی
کوچه به مادرم گفت:احتمالا من بیمار هستم. او شماره تلفن چند روانپزشک را به ما
داد . ولی کی می خواست و می توانست باور کند من یک بیمار TS هستم. پدرم
حاضر بود بمیرد ولی چیزی در این مورد نشنود. خیلی رنج کشیدم و از خیلی ها کمک
گرفتم تا توانستم این مشکل را حل کنم . واقعا سخت بود و نمی خواهم درباره اش فکر
کنم . من آن بخش از زندگی ام را با قیچی بریده و دور انداخته ام .
بیست و دو ساله بودم که عمل کردم . وقتی در بیمارستان بودم والدینم خانه را اجاره
دادند و به جای دیگری اسباب کشی کردند . جایی که کسی نمی دانست من برای اولین
بار دارم مانتو می پوشم . مراحل جراحی ام نزدیک به یکسال طول کشید . بعد هم
برای لیزر رفتم تا موهای مردانه ام را از بین ببرم و ظاهری زنانه پیدا کنم.
به آرزویم رسیده بودم ولی هنوز از آینده ام می ةرسیدم. بدون شغل و بدون پشتوانه
چه سرنوشتی در انتظارم بود . مگر پدرو مادرم تا چند سال می توانستند مراقبم باشند.
و حمایتم کنند. بعدش چه بلایی سرم می آمد. والدینم موافق نبودند ولی رفتم سر کار.
حتی منشی گری با اون حقوق کم بهتر از خانه نشستن بود. روحیه ام بهتر شد ؛ چند تا
دوست پیدا کردم . دوستانی که هیچ کدام از گذشته من ؛ چیزی نمی دانستند .
در مهمانی یکی از آنها با همسرم آشنا شدم . پسر خوبی بود. همان آدم ایده الی که
انتظارش را می کشیدم . اما دلم نمی خواست به خودم وعده بدهم و بعد ضربه بخورم.
وقتی از من خواستگاری کرد قبل از هر چیزی مسله ام را برایش گفتم . جا خورد و با
تعجب نگاهم کرد . اما پذیرفت. فقط گفت : نمی خواهد اعضای خانواده اش از این
موضوع چیزی بدانند. نمی توانست آنها را قانع کتد . حق هم داشت . در شرایطی که
بسیاری از خانواده ها کوچکترین نقطه تاریکی را در زندگی عروس خود نمی پذیرفتند.
قبولاندن چنین موضوعی امکان نداشت.
نگویید سرشان کلاه گذاشتم چون راه دیگری نبود . ما برای رسیدن به زندگی آرام و
راحت ؛ راهی جز پنهان کردن واقعیت نداشتیم . و من به عنوان یک دختر معمولی
عروسشان شدم .
زندگی ساده ای دارم. گاهی دوستانم را می بینم که عمل کرده اند و حالا زندگی تازه ای
دارند . از روزگارم راضی و خوشحالم. همسرم از جمله معدود آدم هایی است که
توانسته موقعیت خاص مرا بپذیرد و همچون کوه در کنارم باشد.
ترنس سکسوآل موفق : پرستو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ایمیل مدیریت وبلاگ :
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1385 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در - و ساعت -
¿ترنس سکسوآلیسم
پنجشنبه 21 دی 1385
نوشتن از بیماری و درد به خصوص اگر مشکلی باشد بد نام و صعب العلاج همیشه با
رنج همراه است . به نظر من امکان ندارد شما ناراحتی کسی و ببینید و با تبش متاثر
نشوید و این اتفاقی است که من تجربه اش می کنم.
به عنوان یک ترنس سکسوآل با بیمارانی روبرو شدم که با در دست داشتن مجوز
عمل جراحی ؛ یا امکان تهیه هزینه آن را ندارند و یا به خاطر بی اطلاعی و همراهی
نکردن خانواده و اطرافیان نمی توانند این کار را انجام دهند. من شاهد روزگار سیاه
بچه هایی بودم که در دام پست ترین افراد افتاده اند . تن فروشی ؛ اعتیاد ؛ خلافکاری
و دست آخر هم قتل یا خود کشی سرنوشت گروهی است که به حال خود رها می شوند.
البته در این میان بیمارانی هم هستند که با موفقیت مراحل درمان را پشت
سر میگذارند. و به زندگی عادی بر می گردند . اما متاسفانه تعداد آنها چندان زیاد
نیست . وبلاگ بر باد رفته ها سعی دارد تا با اطلاع رسانی راجع به بیماری اختلال
هویت جنسی و نشان دادن مراکز محدود درمانی دولتی که قابل اعتماد ترین مراکز هم
هستند قدمی هر چند کوچک برای درمانشان بر دارد.
می خواهم به خانواده ها و کسانی که با این پدیده سرو کار دارند بگویم همه را با یک
چوب نرانند و اگر می بینند نوجوانی و جوانی از نظر رفتاری به جنس مقابل خود
گرایش دارد فورا بر چسب همجنسگرا و ... به او نزنند و تحقیرش نکنند.
دوستان گرامی دانش و آگاهی همیشه نقش مهمی را در مقابله با بیماری ها و بالا
رفتن کیفیت زندگی داشته است. خوب یادم هست که اوایل دهه هفتاد که هنوز اطلاعات
زیادی در مورد بیماری ایدز وجود نداشت مردم بیماران را طرد می کردند. و اخراج
افراد H I V مثبت از محل کار و مدارس دیده می شد . حتی گاهی می شندیم که ایدزی
ها را باید قرنطینه کنند و اجازه ندهند در اجتماع حضور داشته باشند. به خاطر همین
کج فهمی ها افراد مبتلا یا ناقل حتی در مراجعه به مراکز دندانپزشکی که یکی از
مکان های انتقال ویروس است چیزی از مشکل خود نمی گفتند و ایدز به طور مخفی
پخش می شد. اما پس از تلاش متخصصان بیماری های عفونی و رسانه ها حالا
شاهدیم که آن ترس غیر منطقی از بین رفته و بیماران مبتلا به ایدز طی جلسه های
عمومی به تشریح آن می پردازند و با رعایت موازین بهداشتی در جامعه زندگی
میکنند . فکر میکنم ترنس سکسوآلیسم هم از لحاظ نا شناختگی شبیه ایدز باشد.
آدم های تک جنسی از دیدنش مشمئز می شوند چون نمی دانند یکجور اختلال شناخته
شده است و مراجع تقلید از سی سال پیش فتوا های لازم را در مورد بی اشکال بودن
عمل جراحی و مسائل مرتبط با آن از لحاظ : ارث و ازدواج و ... صادر کرده اند.
در ضمن از استقبال شما از این وبلاگ و از نظرهاتون و همچنین ایمیل هاتون که
نشان دهنده مهربانی و انسان دوستی شماست سپاسگزاری می کنم.
دوستی از بابل در ایمیل خود نوشتند که در صورت تشکیل ( N G O ) برای حمایت از
افراد مبتلا به T S می توانند مساعدت افراد خیر را جلب کنند.
ضمن تشکر از ایشان باید بگویم که هنوز هیچ سازمان غیر دولتی در این حوزه فعال
نیست و چند نفری از بیماران سابق درصدد تشکیل چنین مرکزی هستند که حتما در
صورت گرفتن مجوز معرفی شان می کنیم.
خانم دکتری هم از شیراز در ایمیل خود اطلاع دادند که عمل جراحی تغییر جنسیت در
بیمارستان های : نمازی و سعدی این شهر توسط پزشکان متخصص و با ایمان انجام
می شود و بیماران مناطق جنوب کشور می توانند به این مراکز دولتی مراجعه کنند.
خانمی هم از مشهد در ایمیل خود از مبتلایان به T S خواستند تا در برابر اراده
خداوند صبور و بردبار باشند زیرا که شان و مقام افراد صبور نزد خدای مهربان
والاتراست. ایشان هم بر لزوم تشکیل انجمن های حمایتی تاکید کرده اند.
البته بین ایمیل ها دیدگاه هایی هم وجود دارد که به دلیل مسائل غیر اخلاقی امکان
طرح آنها وجود ندارد.
در پایان می خواهم توجه شما را به این بیت از استاد سخن ( سعدی ) جلب کنم :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
E-mail : barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در پنجشنبه 21 دی 1385 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
¿بر باد رفته ها یک ساله شد
یکشنبه 12 آذر 1385
تنها نمان
یار شو
نه با هر کسی
با او که در کنارش آرام می گیری
آذر ۱۳۸۴ بود که با همفکری دوست خوبم که مدیر وبلاگ آهوی خسته است تصمیم
گرفتیم وبلاگی با موضوع افراد ترنس سکسوآل ( Transsexual) را شروع به
نوشتن کنیم. و با لاخره این افکار در ۱۲ آذر ۱۳۸۴ تحقق یافت و وبلاگ
بر باد رفته ها را با موضوع افراد ترنس سکسوآلیسم و اولین پست را با عنوان
سخنی با خوانندگان باز کردم. که همچنان به قوت خود باقی است.
دوستان و خواننده های این وبلاگ گاهی اوقات با ایمیل هاشون همیشه این سوال را
از من می پرسیدند که چرا بر باد رفته ها ؟
و در جواب باید عرض کنم که آن موقع شرایط روحی زیاد خوبی نداشتم و امیدواری
من به خودم و اینکه روزی این مشکلات از سر راه من کنار بروند کم بود و خودم را
یک بر باد رفته می خواندم و چون مثل من زیاد هستند ترجیح دادم اسم وبلاگ را
بر باد رفته ها نام گذاری کنم.
البته الان هم مایل هستم نام وبلاگ را عوض کنم اما چون با این اسم در میان افراد
ترنس سکسوآلیسم شهرت پیدا کرده اصراری بر تغییر نام ندارم.
و اکنون که ۱۲ آذر ۱۳۸۵ یعنی یک سال از نوشتن من در این وبلاگ می گذرد
همیشه سعی کردم اطلاعات مفید و تخصصی را از منبع های مختلف ؛ روانشناسان در
مورد ترنس سکسوآلیسم ( Transsexualism ) و تغییر جنسیت
( Sex change ) و ... در این وبلاگ قرار بدم تا کسانی که گذری در اینترنت دارند
بتوانند با این مسائل آشنا بشوند.مخصوصا افراد ترنس سکسوآل و خانواده های درگیر
با این مسئله.
تشکر ویژه ای دارم به آن دسته از دوستانم که طی این مدت یک سال همیشه مرا
یاری کردند و با نظرات خوبشان که همیشه به من این دلگرمی و این انرژی را
میداد تا بنویسم.اگر چه گاهی اوقات در به روز کردن وبلاگ کوتاهی کردم . امیدوارم
که از این به بعد کمتر از این اتفاقات بیفتد. و از همه می خواهم که همچون سال
گذشته مرا تنها نگذارید.
یکی از دوستانم که شاعر هستند و در سرودن شعر های کلاسیک و غزل تبحر خاص
دارد شعری را به اسم : هما برای من سرودند که من این شعر را به مناسبت یک
ساله شدن وبلاگم به شما تقدیم می کنم. شعر از : امیر ایزد نیا
مرغ دلخسته ام و دیده شب خانه من
بال پرواز ندارم؛ شب تو ؛ لانه من !!
آسمان بی خبر از وسعت غم های من است
و سحر ؛ بی خبر از این دل دیوانه من
مرغ پر بسته ام و مرغ همایم خوانند!
بخت بس طعنه زند بر من و افسانه من
به کجا پای نهم ؟ رو به که آرم ؟ چه کنم ؟
تا بود بستر غم رامگه و دانه من !
اشک در پرده خندیدن من پنهان است
شمع جان گریه کند؛ در غم پروانه من
خسته ام همسفران از دل من دست کشید
غیر غم هیچ کسی نیست به کاشانه من
در زمستان دلم باده خواران در خوابند
تا بهاران نرسد؛ نوبت پیمانه من
جغد ویرانگر اگر رخنه بر این خانه کند
هیچ عجب نیست هما رفته ز دلخانه من
ای امیر آتش شب شعله به هر سو که زند
کی تواند بنماید رخ جانانه من
گر چه تنها شدم ؛ چونکه نکو می نگرم
جلوه هایی ز خدا هست به بتخانه من
به امید روزی که تمام بچه های ترنس سکسوآل ایران سرو سامان بگیرند.
هما
۱۲ آذر ۱۳۸۵ خورشیدی
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در یکشنبه 12 آذر 1385 و ساعت 07:12 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
¿اختلال هویت جنسی ۲
چهارشنبه 10 آبان 1385
همراه با رشد و تکامل جنسیت بیولوژیکی پدیده های مختلف دیگری در روند
شکل گیری زندگی جنسی فرد موثر می باشند.
که عبارتند از : هویت جنسی ؛ نقش جنسی و سوگیری یا گرایش جنسی.
الف ) هویت جنسی :
مجموعه ای از نگرش ها ؛ الگوهای رفتاری و صفات جسمی تعیین شده توسط
فرهنگ می باشد که معمولا تداعی کننده مردانگی یا زنانگی است.
و یا به عبارتی دیگر احساس فردی مرد یا زن بودن که از سن ۳ - ۴ سالگی نمایان
می شود.
ب ) نقش جنسی :
شامل رفتار ها و نگرش هایی است که برای مردان و زنان در فرهنگ خاص مناسب
قلمداد می شود و یا به عبارتی دیگر جنبه هایی از رفتار فرد که با تعاریف فرهنگی
مردانگی و زنانگی شکل می گیرد.
یا به تعریف کمپیل: رفتار و نمایی است از آنچه در فرهنگ اجتماعی
(( مردی و مرد بودن )) یا (( زنی یا زن بودن )) تلقی می شود. می توان آن را همان
درک فرد از نقش اجتماعی مردانه یا زنانه ای که دارد نیز تلقی کرد ؛ ولی طی دوره
عمر ممکن است تحول یابد.
ج ) گرایش جنسی :
به کشش جنسی شخص اطلاق می گردد.
میل یا گرایش جنسی انسان از سه جزء بیولوژیکی ( غریزی ) ؛ فیزیولوژیکی
( کارکردی ) و احساسی ( روحی ) تشکیل گردیده که بر اساس اظهارات کارشناسان
جزء احساسی ( روحی ) میل جنسی انسان قویترین شاخص گرایش جنسی بوده و
تقریبا ۷۰ درصد از میل جنسی را تشکیل می دهد.
هویت جنسی از زندگی داخل رحمی شروع به شکل گیری کرده بر اثر
انحلال تعارضات پیش آبراهی ادامه و پس از گذشت از مرحله فالیک
( موقعیت ادیپال ) و کمون و غیره سبب شکل گیری هویت جنسی در فرد می گردد.
بر اساس تئوری تحلیل روانی بچه ها در آغاز با مادرشان هویت خود را پیدا می کنند
و وقتی پسر یا دختر هویت جنسی خود را شناخت از والدین همجنس خود به عنوان
الگوی رفتار جنسی خود پیروی خواهد کرد.
در تایید این امر کلبرگ و پیاژه اعتقاد دارند که اول هویت جنسی به وجود می آید و
سپس رفتارهای تناسب جنسیت تقلید می شود.
هر شخصی دارای هویتی به عنوان فرد و هویتی به عنوان شخص با جنسیت خود
می باشد.
پیام هایی که درباره نام خود ؛ درباره اینکه به چه بازی هایی مبادرت نموده اید ودر
کجا و درباره نحوه ای که به عنوان پسر یا دختر درباره خود احساس کرده اید همه
در هویت جنسیتی شما اثر گذار بوده اند.
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
¿معرفی کتاب
سه شنبه 24 مرداد 1385
دوستان خوبم سلام.
حدود ۳ ماه و ۱۳ روز است که به خاطر به وجود آمدن
پاره ای از مشکلات موفق نشدم وبلاگم را به روز کنم.
به خاطر این تاخیر از خواننده های عزیزم عذر خواهی
میکنم.
آنچه که در ادامه می خوانید گوشه ای از نوشته های خانم
فرخنده آقایی نویسنده کتاب جنسیت گمشده است.
تردید کلمه ای آشنا برای انسان هایی است که چه بخواهیم
و چه نخواهیم در میان ما زندگی می کند و از برخورد های
دیگران رنج می برند . آنان به دلیل اختلالات هورمونی و
وضعیت خاص در مورد انتخاب جنسیت خود در مرحله اول با
خود و در مرحله بعدی با خانواده و جامعه جدال دارند .
این جدال برای انسان های تک جنسی ( زن یا مرد ) نا مفهوم
و گنگ است . برای تک جنسی ها مرز ها و روابط مشخص است .
آنان از نظر روحی ــ روانی ــ گرایش های طبیعی به جنس
مخالف دارند و ارتباط آنان در طول تاریخ و در همه جوامع پایه
و اساس خانواده را تشکیل می داده است و می دهد .
مطالعه کتاب : جنسیت گمشده
نویسنده: فرخنده آقایی
انتشارات : نشر البرز
را برای دوستان ترنس سکسوآلیسم و افراد علاقه مند به
این موضوع پیشنهاد می کنم.
برباد رفته : هما ــ الف
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد 1385 و ساعت 12:08 ب.ظ توسط : هما
ویرایش شده در سه شنبه 24 مرداد 1385 و ساعت 12:08 ب.ظ
¿اختلال هویت جنسی
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
- تعریف اختلال هویت جنسی : عبارت است از احساس مبرم ناراحتی و عدم سنخی از ساخت آنا تومیک جنسی خود و آرزوی مبرم به خلاصی از اعضای تناسلی خویش و زندگی کردن به صورت فردی از جنس مقابل .
- به عبارتی ترنس سکسوآلیسم حالت کسی است دارای جنسیت مشخص و معین . ولی قویا اعتقاد دارد که او متعلق به جنس مخالف است.
- اختلال هویت جنسی شدیدترین درجه ملال جنسی می باشد. از نظر جنسی بین جسم و فکر تناقض و مغایرت وجود دارد و شخص سعی می کند در اجتماع به صورت جنس مقابل ظاهر شود.و با استفاده از درمانهای هورمونی و جراحی ظاهر جنس بیولوژیکی جنس مقابل را احراز نماید.
- به عبارت دیگر اختلال هویت جنسی وضعیتی است که فرد میل وافر به گذراندن تمام اوقات حیات خود در نقش جنس مقابل را دارد و یا به عبارتی مردانی که روح و روان زنانه در جنس مردانه دارند و زنانی که روح و روان مردانه در جسم زنانه دارند.
- از دید متخصصان علوم رفتاری اختلال هویت جنسی یک اختلال رشد شخصیتی است که می توان به صورت ذیل آنرا طبقه بندی کرد:
(( طبقه بندی اختلالات هویت جنسی ))
انواع ترنس سکسوآلیسم:
- ۱ـ ترنس سکسوآلیسم در افراد مذکر: چون آغاز این اختلال در سنین اولیه پسر ها بوده و در تمام طول زندگی بدون تغییر باقی می ماند لذا به این اسم نامیده می شود.
- و در مرحله دوم به مواردی اطلاق می شود که شروع آن در مرحله یعدی زندگی است.( بعد از دوران کودکی ) چنین مردانی ظاهر و نقش مردانه دارند.
- ۲ـ ترنس سکسوآلیسم در افراد مونث: در زنانی دیده می شود که از اوان کودکی خود را به صورت جنس مذکر دیده و زندگی زنانه نداشته باشند.
- ترنس سکسوآلیسم های مونث حتی قبل از عمل جراحی (( تغییر جنسیت )) معمولا موفق به کسب ظاهر مردانه می شوند و اغلب یار جنسی برای خود پیدا می کنند که آشکارا همجنس گرا نیستند.
- هرمافرودیت: افرادی که اندام های تناسلی شان با رشد طبیعی جنسیت ژنتیکی شان هماهنگ نیست هرمافرودیت نامیده می شوند. این حالت نادر می تواند در اثر هورمون های غیر طبیعی محیط جنینی و یا داروهای مصرفی مادر و غیره صورت گیرد.
- ابهام جنسی یکی از مسایل مهم جراحی اطفال به شمار می آید. تشخیص یه موقع نوع عارضه و تصمیم گیری سریع برای درمان و تبدیل کودک به جنسیت مناسب در پیشگیری از بسیاری از عوارض از جمله عوارض روانی اثر بسزایی روی کودک و خانواده اش دارد.
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در چهارشنبه 1 آذر 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ
¿یه ترنس سکشوآل : فرزاد نیستم ـ می خوام عسل باشم!
چهارشنبه 23 فروردین 1385
سلام. چند روز پیش یک ایمیل ناشناسی رو خوندم که سرگذشت واقعی یک ترنس سکشوآل MTF : یعنی مردی که تمایل یا گرایش به زن بودن داره.)بود . ازم خواست که توی وبلاگ بزارم . امیدوارم که با خوندن این سرگذشت آدم های اطرافتون و خیلی بهتر بشناسید...
- اولین بار که کنایه .. متلک یا هر چیز دیگه ای که می خواین اسمشو بذارین.. شنیدم از زبون شهروز پسر عمه ام بود که وسط یک بگو مگوی معمولی رک و راست زل زد تو چشمام گفت: برو بابا دختر خاله! حالم بد شد. یکه خوردم اونقدر که فقط خدا می دونه تا چه اندازه ناراحت شدم. سعی کردم یه جوری وانمود کنم که بهم بر خورده و از اینکه با الفاظ مخصوص اوا خواهرا مورد خطاب قرار می گیرم. شاکی ام.
- بله! من یه TS هستم. اختلال هویت جنسی دارم و دلم می خواد ـ اونم خیلی زیاد ــ که دختر باشم . ولی اون موقع نمی خواستم هیچ کس پی به این موضوع ببره. چه برسه به اینکه شهروز خان موضوعو بزنه تو صورتم. میدونین اون پسر عمه ام هست ولی یکی از اون دهن لق های روزگاره که دومی نداره.
- خیلی سخته که ندونی چی هستی و کی هستی ؟ من می خوام خودم باشم. خود خودم. اونی که حسش می کنم و می فهمش.. نه اونی که دیگران می خوان ببیننش. فکر می کنم این مشکل بزرگ بهم کمک کرده تا بدونم از دنیا چی می خوام . بذارید بگم : من از دنیا یه زندگی آروم و بی دغدغه می خوام. یه سایه بان آرامش و یه تکیه گاه که بتونم بدون ترس از فرو ریختن بهش اتکا کنم و سنگینی همه خستگی هامو بندازم رو شونه اش . برای من انتظار ورود خواستگار زیباترین و فراموش نشدنی ترین سمفونی تمام دنیاست. یه کارایی مثل ظرف شستن ــ غذا پختن و در انتظار مرد خونه بودن که برای خیلیا خسته کننده است برام شیرینه.آرزویی که نمی دونم بهش خواهم رسید یا نه؟ همه اینها مستلزم اینه که خودم بشم: عسل .. یه دختر مو بلند با چشمان خاکستری.
- من تو زندگی با وجود داشتن یه پدر تاجر و زندگی مرفه خیلی سختی کشیدم. برای من عمل کردن و خودم شدن از نظر مالی سهل و آسونه . اما از لحاظ دیگه کاریه بسیار دشوار و محال. مشکل من پدرمه... اون تحصیلکرده ـ پولدار و دنیا دیده است . اما نمیخواد حقیقت تلخ زندگی منو قبول کنه و بپذیره که خدا بهش دو تا دختر و یه پسر داده. نه دو تا پسر و یه دختر. اون اصلا نمی خواد باور کنه که من فرزاد نیستم و یکی ام درست مثل خواهرم. نمی خ