¿شرح حال نویسنده
چهارشنبه 28 دی 1384
آنچه میخوانید گوشه ای از شرح حال خویش است:
من
مانده ام
با یک دل
لبریز از دلواپسی
اگر شما در مکانی باشید که در حال انجام کار خودتون هستید یک دفعه متوجه خنده کسی
نسبت به خودتون شوید در ابتدا نگاهی به خودت می کنی تا شاید دلیل خنده اون طرف و
در ظاهرت پیدا کنی. اما چیز خاصی رو نمی بینی.دوباره سرگرم کارت میشی. باز خنده همان
شخص توجه تو رو به خودش جلب می کنه. مسلماً این بار سکوت خودت رو می شکنی
و به اون طرف می گی: مشکلی پیش اومده که می خندی؟
اگه چیزی هست به منم بگو تا بخندم...
اما کار من از اینکه به شخص یا اشخاصی که مدام در اطرافم هستن و جز تمسخر کار
دیگه ای بلد نیستن و از اینکه من نسبت به رفتار اونها واکنش دفاعی نشون بدم گذشته...
افرادی که با نگاهشون ــ حرکاتشون ــ حرفاشون .. موجی از خنده و تمسخر و ادا واطوار رو
به روی خودم می بینم که اگر فرار نکنم همین موج عظیم مرا غرق می کنه.
هیچ چیز بدتر از آن نیست که یک ترنس در حال گذراندن خدمت سربازی باشه خدمتی
که از عمرش ۱۵ ماه می گذرد جز زجر و سختی و عذاب روحی جیزی نبوده.
الان که فکر می کنم می بینم من می تونستم به خاطر همین مورد از خدمت معاف بشم
اما همش تقصیر خودم بوده که بدون داشتن جراتی از گفتن این مسئله به خانواده
کارم به اینجا کشیده. واقعا سخته..باور کنید سخته.....
توی پادگان برای اینکه از نیش و کنایه این و اون در امان باشم در جمعشون کمتر آفتابی
می شم و مثل روزها و ماه های قبل در مکان کنجی میشینم و بیرون نمی آیم. مگر اینکه کار
خاصی پیش بیاد.
یواش یواش توی پادگان دارم تبدیل به یک چهره جهانی می شم. به طوریکه
این اواخر بعضی از اونا وقتی می خوان اسم من و صدا بزنن در کنار اسم من از پسوند
جون استفاده می کنن...
اون لحظه دیگه نمی دونم چه حالی دارم یا رنگ و رخسارم چیه.
فقط می دونم که کارم از سرخ شدن گذشته... شاید فرار بر قرار بهتر باشه.....
کاش همه این چیزایی که براتون تعریف کردم همش خواب و خیال بود..
ولی این روز ها می گذرد همراه با دلواپسی....
آه ای سنگ صبور
کاشکی در دل من صبر تو بود
کاش می شد که تحمل کنم این مردم را
زندگی چیست مگر؟
زندگی زندانست
و در آن
زنده بودن بی عشق بی شوق
زنده بودن تهی از شور حیات
خیمه شب بازی بس مسخره ایست
در دل یک زندان
آه بازیچه شدن
چه غم جانکاهیست...
E_mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
¿مقابله با هویت جنسی با دکتر میر جلالی
سه شنبه 20 دی 1384
برای شناخت و بالا بردن سطح معلومات جامعه درباره افرادی با هویت نا مشخص باعث شد
تا به صورت اصولی و صحیح به سراغ این ماجرای علمی رفته و این موضوع را بیشتر باز کنیم.
قدم اول ما در این ماجرا گفت و گویی با دکتر میر جلالی است و قصد نهایی ما ادامه این
موضوع تا انتهای اطلاع رسانی می باشد.
( این مصاحبه در مجله پیک مشاور خانوادگی ــ شماره ۲۲ ــ نیمه دوم خرداد ماه ۱۳۸۴ به چاپ رسید.)
صحبت های دکتر میر جلالی را با هم می خوانیم.
- مهمترین مسئله ای که اجتماع ما هم مثل اجتماعات مطرح دیگر در سطح دنیا باید آن را بداند این است که این بیماران موجوداتی هستندکه مغزشان .. افکارشان.. روح و روانشان با جسمشان مغایرت دارد. خودشان نمی دانند که مرد هستند یا زن. دختر هستند یا پسر. روان و فکر این افراد در یک مسیر مشخص و هدفدار حرکت نمی کند. یعنی اختلال در هویت جنسی برایشان به و جود آمده.
- حالا به آنجا می رسیم که هویت جنسی چیست؟
- این واژه به آن معناست که آن آشنایی که هر انسان از جسم خودش دارد در این افراد گنگ می شود. این گنگ شدن از سنین سه یا چهار سالگی در فرد مشخص میشود. به طور مثال کودکی که در ظاهر پسر است اما فکر و روحش دخترانه است. از این بعد این ماجرا به دست پدران و مادران است که باید بدانند با این کودکان چگونه رفتار کنند. این موضوع در سن مدرسه یعنی هفت سالگی کاملاً محرز می شود. کودک از محیط خانه به محیط اجتماعی بزرگتر وارد می شود و مربیان مدارس باید بدانند که از هر صد یا هزار بچه ممکن است یکی این مشکل را داشته باشند و اینکه بعد از شناخت به آنها کمک کنند و بی جهت آنها را مورد تنبیه قرار ندهند. اجازه بدهند در بین دیگران باشند و جایگاه مشخص داشته باشند. مثل بقیه بچه ها تا اینکه به سن بلوغ یعنی دوازده یا سیزده سالگی که این سن را می توان وحشتناک ترین دوره قلمداد کرد. آنها را در این سن اینچنین می توان تعریف کرد: انسانی که در جسمش محبوس شده...
- جسمش مال خودش نیست می خواهد به همه این را بگوید ولی هیچکس قبول نمیکند.هیچ ابراز وجودی را نمی تواند ثابت کند و دقیقاً در همین سن است که اگر فکری پسرانه داشته باشد و جسمی دخترانه طبعاً رفتاری پسرانه از خود بروز میدهد. و در اجتماع و خانواده دچار مشکل می شود و بالعکس اگر فکری دخترانه داشته باشد و جسمی پسرانه .. رفتاری دخترانه پیش می گیرد.
- این امر باعث اختلال در طرز فکر و روح می شود و در آخر با بچه هایی نا فرمان با گرفتاری هایی بی نهایت رو به رو می شویم. و در اینجاست که مراجعه به روانپزشک به پدران و مادران سفارش می شود. متاسفانه تعداد روانپزشکانی که این بیماری را بشناسند و تشخیص درستی در این باره بدهند انگشت شمار است به عنوان مثال اگر فردی با فکر دخترانه و جسمی پسرانه به روانپزشکی مراجعه کرد و چون روانپزشک از این بیماری اطلاع نداشت او را به متخصص غدد داخلی معرفی خواهد کرد و بیمار در عرض دو هفته ریش و سیبیل در می آورد . دقیقاً چیزی که از آن نفرت داشته و دارد و از هیبت خود می ترسد و در آخر به مرز خود کشی می رسد.
- ٪۳۰ این بیماران به کام مرگ رفته و ۳۰٪ نیز در سنین ۱۲ تا ۲۰ سالگی خود کشی میکنند. در ضمن بهتر است آمار کل این بیماران را هم در دنیا تقریب بزنیم. در این باره باید بگویم از هر ۱۰۰ هزار نفر ۳ تا ۶ نفر دچار این مشکل هستند. زمان به وجود آمدن این بیماران دقیقاً در زمانی است که اسپرم پدر با تخمک مادر در هم آمیخته می شود و در لحظه اول با اولین برخورد جنسیت مشخص می شود اگر کروموزوم x وارد شده باشد جنسیت دختر و اگر کروموزوم y وارد وارد شود جنسیت پسر می شود. پس نتیجه می گیریم موجودیت کروموزومی همان لحظه اول مشخص می شود.
- رشد مغزی و جسمی جنین در ۳ ماهگی حاملگی مشخص می شود و در همین زمان مغز تحت تاثیر فعل و انفعالات قرار می گیرد. و اگر یکی از ژن ها به طور وارونه سوار شود فردی با هویت جنسی واژگون به دنیا می آید و آنها همان بیماران ما هستند.
- بعضی از خانواده ها می گویند: این چه بلایی است که بر سر ما آمده اما این بلا نیست . این هم نوعی بیماری است که درمان شدنی است فقط باید آن را شناخت. در چند سال گذشته این بیماران مورد آزار و اذیت خانواده قرار می گرفتند و از خانه ترد می شدند . پدرها و مادرها با گذاشتن نام ننگ خانواده و با تفکر آبروریزی این جوانان بی گناه و بی تقصیر را از خانه بیرون می انداختند و ما شاهد بیمارانی بی جا و مکان گاهی با شناسنامه دخترانه و رفتاری پسرانه و گاهی بالعکس مواجه می شدیم. گروه بزرگی از این بیماران به ناچار تن به خود فروشی می دهند و سیستم جامعه را مریض می کنند. اما آنها مقصر نیستند.
- من از گوشه و کنار می شنوم که به اشتباه این بیماران را : اوا خواهر می نامند. در صورتی که اوا خواهر به گروه کوچکی اطلاق می گردد که میل به همجنس گرایی داشته و از روی انحراف فکری به این گروه راه پیدا کردند. اما گروه روان دگر جنسی یا ترا جنسیتی هیچ تمایلی به همجنس گرایی نداشته و ندارند.
- گروهی از اینها زن هستند و باید زن باشند و گروهی دیگر مرد هستند و باید مردانه زندگی کنند. بهترین سن برای درمان این بیماران ۱۸ تا ۲۲ سالگی است که باید این بیماران تحت عمل جراحی قرار بگیرند و از نظر غدد داخلی و از لحاظ جنسیت با تکلیفی روشن به زندگی شان ادامه دهند.
دوستان خواننده امیدوارم که درج این مصاحبه در این وبلاگ مورد توجه شما قرار گرفته
باشه و تونسته باشم قدمی هر چند کوچک در جهت بهبود این قشر بر باد رفته و
آسیب پذیر برداشته باشم.
مدیر وبلاگ بر باد رفته ها : هما
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در سه شنبه 20 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در پنجشنبه 22 دی 1384 و ساعت 09:01 ق.ظ
¿معرفی کتاب
جمعه 9 دی 1384
پرداختن به مسئله پنهان اما آزار دهنده و واقعی مبتلایان به اختلال هویت جنسی برای
آنهایی که در حوزه روان پزشکی .. روان شناسی و سایر حوزه های مرتبط با این موضوع
نبوده .. از روز اول مثل مواجه شدن با یک پازل بوده و هنوز هم هست.
پس از این همه ابراز تاسف جا دارد بابت انتشار کتابی در این زمینه خوشحالی خودم را
اعلام کنم.
کتابی که می تواند دریچه شناخت افراد TS باشد و روند شکل گیری هویت مردانه یا زنانه
در اشخاص را به طور کامل توضیح دهد.
مطالعه این اثر را که با :
عنوان: اختلال هویت جنسی ( GID ) دگر جنسیت جوها ( TS )
نویسنده: دکتر علیرضا کا هانی ( عضو کمیته ساماندهی به اختلالات هویت جنسی )
انتشارات: تیمور زاده
به چاپ رسیده به تمام علاقه مندان .. بیماران.. و خانواده های درگیر با این مشکل توصیه
می کنم.
نشانی انتشارات تیمورزاده: بلوار کشاورز ــ خیابان ۱۶ آذر ــ۵۰ متر پایین تر از بلوار ــ
ساختمان کتاب ۱۱۲ ـــطبقه همکف...
E-mail: barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com
نوشته شده در جمعه 9 دی 1384 و ساعت 04:12 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
¿تفاوت فرد همجنسگرا با Transsextual
شنبه 3 دی 1384
وقتی مردم کوچه و بازار یه نفر و می بینن که رفتارش بر خلاف ظاهر جنسیت اون هستش
فوراْ شروع می کنند که : وای
ــ اونو ببین ــ از این بچه ها... هستش ها ..
اه اه
مرده شور شو ببرن............
دیگه چی کار می شه کرد؟ عوام که می گن همینان دیگه ...
این و گفتم چون بعدش می خواستم یه چیز مهمترو بگم..
زیاد شنیدیم که به افراد Transsextual همجنسگرا گفته می شود. در
حالی که فرق این ۲ تا از زمین تا آسمونه.
یک فرد همجنسگرا کاملا از جنسیت خودش راضی هستش. یعنی اگر ازش بپرسی که
دوست داشتی بر عکس الان دختر یا پسر یه دنیا می اومدی؟ جوابش مسلماً منفیه.
این افراد خودشون را قبول دارن . اما در عین حال از نظر جنسی به جنس مخالفشون
گرایشی ندارن.. بلکه به همجنس خودشون گرایش دارن.
ولی یه فرد Transsextual اصلاً از جنسیت خودش رضایتی نداره. در واقع مثلاً یه پسر ترنس
به بقیه پسرها به چشم جنس مخالف نگاه می کنه و دختر ها را همجنس خودش می دونه.
یعنی به نظر خودش علاقه جنسی اون به جنس مخالفشه نه موافق.
اختلاف بزرگ ما با افراد همجنسگرا همین هستش که معمولاً نادیده گرفته
میشه که به ما انگ همجنس بازو غیره می زنن...
اصلاً یک Transsextual مثلاً یک دختر ترنس علاقش به دخترای دیگه از حس مردونه اون
نشأت می گیره. بر عکس یک دختر همجنسگرا که چون خودش دختر هستش ..
بنابراین به خاطر همجنسگرا بودنش به دختر گرایش داره.
پس آقایون و خانوم های Straight ( آدم های معمولی ) حواسشون باشه اگه یه وقت یه
Trans دیدن بیخودی باز نظرای ۶ در ۴ ندن...
نوشته شده در شنبه 3 دی 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ