تبلیغات
تراجنسیتی ( TRANSSEXUAL ) - پست های مقابله با هویت جنسی با دکتر میر جلالی

به نام خدا

تراجنسیتی ( TRANSSEXUAL )
امروز پنجشنبه 19 دی 1387  به وبلاگ  تراجنسیتی ( TRANSSEXUAL )  خوش آمدید


¿مقابله با هویت جنسی با دکتر میر جلالی
سه شنبه 20 دی 1384

برای شناخت و بالا بردن سطح معلومات جامعه درباره افرادی با هویت نا مشخص باعث شد

تا به صورت اصولی و صحیح به سراغ این ماجرای علمی رفته و این موضوع را بیشتر باز کنیم.

قدم اول ما در این ماجرا گفت و گویی با دکتر میر جلالی است و قصد نهایی ما ادامه این

موضوع تا انتهای اطلاع رسانی می باشد.

( این مصاحبه در مجله پیک مشاور خانوادگی ــ شماره ۲۲ ــ نیمه دوم خرداد ماه ۱۳۸۴ به چاپ رسید.)

صحبت های دکتر میر جلالی را با هم می خوانیم.

  • می خواهیم در مورد یک نا هماهنگی روان جسمانی که در حدود هشتاد یا نود سال است شناخته شده صحبت کنیم. این بیماری در سال 62 _ 1962 توسط دو دانشمند به نام آقایان بنجامن و کولور شناخته شد و ترانس نامیده شد اما من اسمی دیگر برای این بیماری انتخاب کردم که کمی ملموس تر و ساده در افکار جای بگیرد به نام : روان دگر جنسی .هدف من برای قبول این گفت و گو بالا بردن سطح اطلاع جامعه است.

       

  • مهمترین مسئله ای که اجتماع ما هم مثل اجتماعات مطرح دیگر در سطح دنیا باید آن را بداند این است که این بیماران موجوداتی هستندکه مغزشان .. افکارشان.. روح و روانشان با جسمشان مغایرت دارد. خودشان نمی دانند که مرد هستند یا زن. دختر هستند یا پسر. روان و فکر این افراد در یک مسیر مشخص و هدفدار حرکت نمی کند. یعنی اختلال در هویت جنسی برایشان به و جود آمده.

 

  • حالا به آنجا می رسیم که هویت جنسی چیست؟
  • این واژه به آن معناست که آن آشنایی که هر انسان از جسم خودش دارد در این افراد گنگ می شود. این گنگ شدن از سنین سه یا چهار سالگی در فرد مشخص میشود.  به  طور مثال کودکی که در ظاهر پسر است اما فکر و روحش دخترانه است. از این بعد این ماجرا به دست پدران و مادران است که باید بدانند با این کودکان چگونه رفتار کنند. این موضوع در سن مدرسه  یعنی هفت سالگی کاملاً محرز می شود. کودک از محیط خانه به محیط اجتماعی بزرگتر وارد می شود و مربیان مدارس باید بدانند که از هر صد یا هزار بچه ممکن است یکی این مشکل را داشته باشند و اینکه بعد از شناخت به آنها کمک کنند و بی جهت آنها را مورد تنبیه قرار ندهند. اجازه بدهند در بین دیگران باشند و جایگاه مشخص داشته باشند. مثل بقیه بچه ها تا اینکه به سن بلوغ یعنی دوازده یا سیزده سالگی که این سن را می توان وحشتناک ترین دوره قلمداد کرد. آنها را در این سن اینچنین می توان تعریف کرد: انسانی که در جسمش محبوس شده...

 

  • جسمش مال خودش نیست می خواهد به همه این را بگوید ولی هیچکس قبول نمیکند.هیچ ابراز وجودی را نمی تواند ثابت کند و دقیقاً در همین سن است که اگر  فکری  پسرانه داشته باشد و جسمی دخترانه طبعاً رفتاری پسرانه از خود بروز میدهد. و در اجتماع و خانواده دچار مشکل می شود و بالعکس اگر فکری دخترانه داشته باشد  و جسمی پسرانه .. رفتاری دخترانه پیش می گیرد.

 

  •  این امر باعث اختلال در طرز فکر و روح می شود و در آخر با بچه هایی نا فرمان با گرفتاری هایی بی نهایت رو به رو می شویم. و در اینجاست که مراجعه به روانپزشک به پدران و مادران سفارش می شود. متاسفانه تعداد روانپزشکانی که این بیماری را بشناسند و تشخیص درستی در این باره بدهند انگشت شمار است به عنوان مثال اگر فردی با فکر دخترانه و جسمی پسرانه به روانپزشکی مراجعه کرد و چون روانپزشک از این بیماری اطلاع نداشت او را به متخصص غدد داخلی معرفی خواهد کرد و بیمار در عرض دو هفته ریش و سیبیل در می آورد . دقیقاً چیزی که از آن نفرت داشته و دارد و از هیبت خود می ترسد و در آخر به مرز خود کشی می رسد.

 

  • ٪۳۰ این بیماران به کام مرگ رفته و ۳۰٪ نیز در سنین ۱۲ تا ۲۰ سالگی خود کشی میکنند. در ضمن بهتر است آمار کل این بیماران را هم در دنیا تقریب بزنیم. در این باره باید بگویم از هر ۱۰۰ هزار نفر ۳ تا ۶ نفر دچار این مشکل هستند. زمان به وجود آمدن این بیماران دقیقاً در زمانی است که اسپرم پدر با تخمک مادر در هم آمیخته می شود و در لحظه اول با اولین برخورد جنسیت مشخص می شود اگر کروموزوم  x وارد شده باشد جنسیت دختر و اگر کروموزوم y وارد وارد شود جنسیت پسر می شود. پس نتیجه می گیریم موجودیت کروموزومی همان لحظه اول مشخص می شود.

 

  • رشد مغزی و جسمی جنین در ۳ ماهگی حاملگی مشخص می شود و در همین زمان مغز تحت تاثیر فعل و انفعالات قرار می گیرد. و اگر یکی از ژن ها به طور وارونه سوار شود فردی با هویت جنسی واژگون به دنیا می آید و آنها همان بیماران ما هستند.

 

  • بعضی از خانواده ها می گویند: این چه بلایی است که بر سر ما آمده اما این بلا نیست . این هم نوعی بیماری است که درمان شدنی است فقط باید آن را شناخت. در چند سال گذشته این بیماران مورد آزار و اذیت خانواده قرار می گرفتند و از خانه ترد می شدند .  پدرها و مادرها با گذاشتن نام ننگ خانواده و با تفکر آبروریزی این جوانان بی گناه  و بی تقصیر را از خانه بیرون می انداختند و ما شاهد بیمارانی بی جا و مکان گاهی با شناسنامه دخترانه و رفتاری پسرانه و گاهی بالعکس مواجه می شدیم. گروه بزرگی از این بیماران به ناچار تن به خود فروشی می دهند و سیستم جامعه را مریض می کنند. اما آنها مقصر نیستند.

 

  • من از گوشه و کنار می شنوم که به اشتباه این بیماران را اوا خواهر می نامند. در صورتی که اوا خواهر به گروه کوچکی اطلاق می گردد که میل به همجنس گرایی داشته و از روی انحراف فکری به این گروه راه پیدا کردند. اما گروه روان دگر جنسی  یا ترا جنسیتی هیچ تمایلی به همجنس گرایی نداشته و ندارند.

 

  • گروهی از اینها زن هستند و باید زن باشند و گروهی دیگر مرد هستند و باید مردانه زندگی کنند. بهترین سن برای درمان این بیماران ۱۸ تا ۲۲ سالگی است که باید این بیماران تحت عمل جراحی قرار بگیرند و از نظر غدد داخلی و از لحاظ جنسیت با تکلیفی روشن به زندگی شان ادامه دهند.

 

    دوستان خواننده امیدوارم که درج این مصاحبه در این وبلاگ مورد توجه شما قرار گرفته 

     باشه و تونسته باشم قدمی هر چند کوچک در جهت بهبود این قشر بر باد رفته و 

     آسیب پذیر برداشته باشم.

           

        مدیر وبلاگ بر باد رفته ها : هما

 

            E-mail:          barbadrafte_gone_of_the_wind@yahoo.com

            

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 20 دی 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : هما
ویرایش شده در پنجشنبه 22 دی 1384 و ساعت 09:01 ق.ظ